من بهترینم ،بهترین موجود روی زمین...
چرا؟
صبر کن....
اَه.... بازم علتشو یادم رفت!!!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 12:32  توسط شبنم
|
چرا؟
صبر کن....
اَه.... بازم علتشو یادم رفت!!!
" من شما را خیلی دوستتان دارم"!!!
تُنگ آبی شکسته، ماهی قرمزی که دارد جان میکند
و گربه ای که در همین لحظه که ماهی احتیاج به خلاص شدن دارد،
تماشا را ترجیح میدهد...
ریا، برگرداندن صورت است هنگامی که خیره غرق تماشای کسی هستی و وقتی آن کس نگاهش به نگاهت گره می خورد و تو لو میروی؛ جهت دیدت را عوض میکنی تا بگویی که اشتباه میکند!
چون، به علت آنکه، زیرا، به خاطر اینکه ، بدان علت که،.......
اوووووووووووو! چقدر حروف توجیه زیادن....
سیب توی سر ما هم خورد اما...
جاذبه کشف شده بود!
چشمانت ترانه رفتن می خواند...
آدم برفیِ من صبور باش، بهار خواهد رسید...
چشمهایش را بست، روی پلکهایش نوشته شده بود:"معرفت ندارم"
چشمهایش را که باز کرد دوباره عاشقش شدم...
اتفاقا خوبیِ دوست این است که تنهایی آدم با او پر نمیشود!